شنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۷

ورود کاربران

برنامه‌ریزی کمپین

حتی اگر تصمیم بگیرید این کار را خودتان و بدون استفاده از مشاوران مدیریتی انجام دهید باز هم رجوع به آموزه‌های مورد استفاده این مشاوران مفید خواهد بود. یک مشاور مدیریتی خوب این مراحل را طی خواهدکرد:

  1. تحلیل و عیب‌یابی وضعیت کنونی: چه اتفاقی افتاده است و چرا.
  2. تدوین راه‌حل‌های مختلف برای مشکل.
  3. تصمیم‌گیری در مورد راه‌حل بهتر، اعلام هزینه‌ها و فواید اجرای آن.
  4. مشخص کردن روشی برای پیش رفتن: راه‌حل باید چگونه و در چه بازه زمانی اجرا شود و چه کسی و با چه منابعی آن را اجرا خواهد کرد. اگر بهتر است اجرا بصورت مرحله به مرحله باشد، باید مراحل آن مشخص شده و برنامه‌زمانی آن تعیین شود.

 

تشخیص

تشخیص به معنای این است که بفهمید چه اتفاقی در حال وقوع است - نشانه‌های آن – و سپس جستجو کنید تا دلیل بروز این اتفاق – علت آن – کشف شود. شاید کوهی از شواهد وجود داشته باشند. کسی که در تشخیص مهارت دارد اطلاعات را تجزیه کرده، مواردی که به مسئله کنونی مربوط بوده را جدا کرده و آن‌ها را پالایش می‌کند تا در نهایت پاره‌های حیاتی اطلاعات، که دلیل مشکل را آشکار کرده و راه‌حل آن را نشان می‌دهند، پیدا شوند.

توانایی تحلیلی – یعنی توانایی جدا کردن کاه از گندم – عنصری کلیدی در تشخیص است. باید اطلاعات تک به تک جمع‌آوری کرده و سپس آن‌ها را یک به یک تحت بررسی انتقادی قرار دهیم تا مشخص شود کدام یک از آن‌ها اهمیت دارند.

در طول فرایند تشخیص شما باید ذهن خود را باز نگه دارید. شما نباید به خودتان اجازه دهید تا پیش‌انگاشت‌ داشته یا بیش از حد تحت تاثیر نظر فردی دیگر قرار گیرید. گوش داده و مشاهده کنید ولی قضاوت را تا هنگامی که بتوانید همه اطلاعات را در برابر همه نظرات قرار دهید به تعویق بیاندازید.

 

لیست کارهای لازم برای حل مشکل

بر مبنای تحلیل عواملی که ممکن است منجر به مشکل شده باشند دست به تشخیص بزنید. این عوامل عبارتند از: افراد، سیستم‌ها، ساختار و شرایط.

 

افراد

  • آیا کسی اشتباهی کرده است؟ اگر بله، چرا؟ آیا بروز این اشتباه به خاطر بی‌کفایتی خود کارکنان بوده یا به دلیل آموزش ناکافی یا مدیریت نامناسب بر آن‌ها؟
  • آیا مشکل از مدیریت بوده است؟ آیا مشکل به دلیل یکی از سیستم‌ها یا ساختار [سازمان] است یا خود مدیران؟
  • اگر افرادی که مشغول به کار هستند کفایت لازم برای این کار را ندارند چرا از ابتدا آن‌ها برای این کار انتخاب شده بودند؟

 

سیستم‌ها

  • تا چه حد می‌توان سیستم‌ها یا فرایندهای ضعیف را برای مشکل به وجود آمده مقصر دانست؟
  • آیا مشکل در خود سیستم‌ها است؟ آیا طراحی آن‌ها بد یا نامناسب است؟
  • یا شاید مشکل در افرادی است که با سیستم‌ها کار کرده و آن‌ها را مدیریت می‌کنند؟

 

 

شرایط

  • مشکل تا چه حد به دلیل شرایطی خارج از کنترل افراد دخیل بوجود آمده است؟ آیا اصلا شرایط هیچ تاثیری در بروز این مشکل داشته‌اند؟ برای مثال آیا فشارهای اقتصادی از بیرون سازمان یا تغییرات صورت گرفته در سیاست‌های دولتی تاثیری تعیین‌کننده در این مشکل داشته‌اند؟
  • اگر فشارهای خارجی وجود داشته، آیا در پیش‌بینی یا واکنش سریع به آن‌ها قصوری صورت گرفته است؟
  • آیا منابع کافی (افراد، پول و مواد) در اختیار بوده‌اند؟ اگر نه چرا؟

 

درمان

تشخیصی که به دست آورده‌اید باید شما را به مسیر درمان هدایت کند. اما در این حالت هم شاید مجبور باشید راه‌های مختلف رسیدگی به مشکل را ارزیابی کنید. معمولا هیچ «بهترین راهی» برای رسیدگی به مشکل وجود ندارد و آنچه وجود دارد انتخابی است میان راه‌های مختلف. 

تشخیص شما باید میزان ارتباط مشکل با افراد، سیستم‌ها، ساختار یا شرایط را مشخص کرده باشد. شاید مشکل به انسان‌هایی جایزالخطا برگردد. اگر چنین بود به خاطر داشته باشید که نباید شروع به انتقاد گسترده و مخرب بکنید. کار شما این است که نقشی سازنده داشته باشید: شما باید افراد را بسازید نه اینکه آن‌ها را نابود کنید.

بیش از حد در نظریه‌پردازی غرق نشوید. به شرایط – از جمله توانایی افراد کنونی برای رسیدگی به مشکل، یا اگر در این مورد تردید دارید، امکان دسترسی به افرادی از بیرون که بتوان آن‌ها را به شکلی تاثیرگذار به کار گرفت – توجه داشته باشید.

شما بایستی نه تنها کاری که باید انجام شود، بلکه شیوه انجام آن را هم مشخص کنید. در کنار فواید، هزینه‌ها را هم ارزیابی کرده و نشان دهید که فواید  از هزینه‌هایش بیشتر است. 

وقتی کسی را مقصر می‌دانید احتیاط کنید. برخی ممکن است به روشنی نامناسب باشند و باید جایگزینشان کرد. برخی دیگر شاید قربانی مدیریت بد، آموزش بد یا شرایطی خارج از کنترل خود شده باشند. کمک آن‌ها ممکن است نقشی حیاتی در غلبه بر مشکل داشته باشد. نابود کردن اعتماد به نفس یا علاقه آن‌ها به کمک اصلا کار عاقلانه‌ای نیست.

 

استفاده از مشاوران مدیریتی برای حل مشکل

مشاور مدیریتی را به عنوان کسی توصیف، یا شاید تحقیر، کرده‌اند که صد کیلومتر دورتر از خانه بت یک چمدان حضور دارد. رابرت تاونسند مشاوران را به عنوان افرادی توصیف می‌کند که «ساعت شما را قرض می‌گیرند تا به شما بگویند ساعت چند است و بعد هم آن را با خود می‌برند».

استفاده از مشاوران در شرایطی که ناامید شده‌اید واقعا هم می‌تواند وقت و هزینه شما را به هدر بدهد. با این حال مشاوران کارکردهای خاص خود را دارند. آن‌ها می‌توانند تجربه و تخصص خود در تشخیص را در اختیار شما بگذارند. می‌توان در هنگام نیاز و وقتی فرد مناسبی درون سازمان وجود ندارد از آن‌ها به عنوان کمک استفاده کرد. آن‌ها گاهی می‌توانند به عنوان طرف سوم مشکل را بهتر تشخیص داده و آن را حل کرده یا ایده‌هایی جدید درون شرکت مطرح کنند که متاسفانه معمولا به دلیل محدودیت‌های ساختاری یا مدیریتی از درون شرکت بروز پیدا نمی‌کنند.

با این وجود همانطور که در زیر اشاره شده اگر به فکر استفاده از مشاور هستید چند قانون وجود دارد که باید به آن‌ها توجه داشته باشید.

 

باید

بصورت مناقصه از دو یا سه شرکت پیشنهاد دریافت کرده و آن‌ها را با هم مقایسه کنید. این مقایسه باید نه فقط در مورد قیمت، بلکه در مورد درک آن‌ها از مشکل شما و پیشنهادات عملی‌شان برای چگونگی رسیدگی به مشکل صورت گیرد.

تجربه شرکت، و مهم‌تر از همه، مشاوری که قرار است کار شما را انجام دهد را بررسی کنید.

به دقت شرایط کار را برای آن‌ها توضیح دهید.

یک گزارش دقیق و روشن در مورد برنامه‌ زمانی پیشنهادی، تخمین کلی هزینه‌ها (دستمزد به علاوه هزینه‌های کار) و این که چه کسی کار را انجام خواهد داد از آن‌ها بگیرید.

با مشاوری که قرار است کار را انجام دهد ملاقات کرده و او را ارزیابی کنید.

بر برگزاری منظم جلسات پیشرفت تاکید داشته باشید.

اطمینان حاصل کنید که نتیجه نهایی، پیشنهادی عملی است که یا خودتان یا با دریافت کمترین کمک از بیرون می‌توانید آن را اجرا کنید.

 

نباید

گول مدیر چرب‌زبانی که در واقع به عنوان یک فروشنده به کار گرفته می‌شود را نخورید.

فقط به دلیل تعریف‌هایی که شنیده‌اید سراغ یک شرکت بزرگ نروید. شاید آن شرکت تخصص خاص مورد نیاز شما را در اختیار نداشته باشد.

هر مشاوری که از راه رسید را قبول نکنید. خیلی از مدیرانی که از کار بیکار شده‌اند، مشاور می‌شوند آن هم بدون اینکه کمترین دانشی از این کار داشته باشند. برای اینکه کسی تبدیل به یک مشاور کارآمد شود باید مهارت‌های زیادی داشته باشد. 

به مشاور اجازه ندهید تا بدون مشورت با شما برنامه را تغییر دهد.

مشاور را برای مدتی طولانی به حال خود رها نکنید. با او ارتباط مستمر داشته باشید. حتی یکی از کارکنان خود را در کنار مشاور قرار دهید تا با او کار کند.

 

 

با تشکر

مدیرسازان

 

 

 

نظر خود را بیان کنید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظرات شما پس تایید مدیریت نمایش داده میشود.
  • نظری پیدا نشد

درباره ما

کسب و کار ما مشخص است . آموزش  و مشاوره مهارت های نرم مدیریت ، مهارت های کسب و کار و مهارت های هوش مالی تخصص ماست.

محصولات ما به صورت تالیف و ترجمه انواع کتاب ، خدمات مشاوره حضوری ،آموزش های آنلاین ، محصولات صوتی و تصویری ،کارگاه ها و سمینار ها ،عرضه می شود.

 

تماس با ما

آدرس : سعادت آباد - بلوار پاکنژاد - خیابان شهید صبحی - پلاک 2 - واحد 1

تلفن : 22149617-021

فکس : 22149540-021

پیامک : 30008810149617

ایمیل : Info{at}modirsazan.com

مدیرسازان در شبکه های اجتماعی